در راه که می آمدم

دست هایت را

پشت پنجره های غربتم دیدم

مرا بخوان که پروانه های دیارم

سال هاست فراموشم کرده اند

من سال را برای تو زیستم

و می دانم دست هایم

عاشق تر از آن بود که بخوانیم

کاش سر انگشتان من برای تو

آشنا بود

۲ نظر

  1. سلام.نوشته ها و شعرهاتون قشنگه.امیدوارم موفق باشید.