.
در راه که می آمدم
دست هایت را
پشت پنجره های غربتم دیدم
مرا بخوان که پروانه های دیارم
سال هاست فراموشم کرده اند
من سال را برای تو زیستم
و می دانم دست هایم
عاشق تر از آن بود که بخوانیم
کاش سر انگشتان من برای تو
آشنا بود
در راه که می آمدم
دست هایت را
پشت پنجره های غربتم دیدم
مرا بخوان که پروانه های دیارم
سال هاست فراموشم کرده اند
من سال را برای تو زیستم
و می دانم دست هایم
عاشق تر از آن بود که بخوانیم
کاش سر انگشتان من برای تو
آشنا بود
سلام.نوشته ها و شعرهاتون قشنگه.امیدوارم موفق باشید.