۲۵
صدایی می آید
مرا نمی خواند
اما می آید
من در آستانه طلوع
دست هایم در غروب
دلم پرواز می کند
آرام و بی صدا
کاش عاشق تر بودم
صدایی می آید
مرا نمی خواند
اما می آید
صدایی می آید
مرا نمی خواند
اما می آید
من در آستانه طلوع
دست هایم در غروب
دلم پرواز می کند
آرام و بی صدا
کاش عاشق تر بودم
صدایی می آید
مرا نمی خواند
اما می آید
شاید!
شعر همین است
که من عاشق تو باشم
و تو!
با هر که می خواهی*
پ . ن ۱ )؛ دلمان تازه شد با شعر … با دست کم همین بودن ِ مجازی در اینجا
پ . ن ۲ )؛ * شاعرش :: ناهید سرشگی :: است.
پ . ن ۳ )؛ عشقی که من در خود حس می کنم اما، از ظرفیت من بیشتر است؛ خیلی.