میان گیسوان تو

گل های سپیدی

روییده اند

که نخستین نگاه مان را

در روزی گرم

به یاد می آورند

روزی که

گلها

از چشمان تو

برآمدند:

شرمی

پنهان

در گیسوانت.

۳ نظر

  1. سلام آقای دوست
    دیشب نشد سری بزنم.اما امروز پس از دو روز تعطیلی توی این مملکت دائم التعطیل
    داشتم می پوسیدم و به چیزی شبیه حرف های شما فکر می کردم.شما در بدترین روزها دست از دنیای لطیف برنمی دارید.من در بهترین روزها از فتح خرچنگ ها  و کفتارهامی نویسم. خوش به روزگارتون. راستی به نظر می آد این شعرو قبلا یه جایی ازتون شنیده ام. نه؟

  • فرا